
بنام خدا
سلام بچه های عزیزم
به بهانه ی روز تولد مادرم می خوام چند سطری براشون بنویسم.
مادری دارم از جنس باران ،پاک و زلال
مادری از جنس خورشید،نورانی و گرما بخش
از سلاله سادات،پاک و مطهر
هرروز صبح که می خوام از خونه بیرون بیام برام آیت الکرسی می خونه.
و هرشب سر نمازش برام دعا می کنه.
اون خیلی مهربونه،با اینکه بزرگ شدم اما هنوز بعضی وقتها سرمو روی پاهاش میذارم و موهامو شونه می کنه و بعضی وقتها حتی پشتم رو خارش میزنه.
دستهاش پر از سخاوت و آرامشه،حتی بعضی وقتها که میرم مسافرت جای منو پهن می کنه و بقول خودش بجای خالی ام نگاه می کنه و از دوری ام میزنه زیر گریه.
انقدر مهربونه که با وجود لباسشویی هنوز بعضی از پیراهن هام رو با دستش می شوره که مبادا خراب بشه.
اون انقدر ساده و بی توقعه که هدیه ی پارسال تولدش رو که یک انگشتر بود بعنوان یادگاری کنار گذاشته که همیشه در نزد من بمونه!
اما امسال براش یه روسری خریدم ! و امشب که اون رو بهش هدیه کردم با دست خودم روسری رو سرش گذاشتم و با لبخندی گفت: “الهی عاقبت بخیر بشی مادر”
بعضی وقتها دلم خیلی می گیره! آخه هرسال که به عمرش اضافه میشه اون پیرتر میشه و توانایی هاش رو از دست میده!
جدیداً هم از درد قلب و درد پا و ضعیفی چشمهاش خیلی رنج می بره.اما چون میدونه من حساسم جلوی من تظاهر به خوب بودن می کنه!
خدایا! کاش میشد قلبم رو ،پاهام رو ،و چشمهام رو به مادرم هدیه میدادم،تا اون بیشتر از زندگی لذت ببره.
آره بچه ها همه مادرها فرشته های آسمونی هستند.مامان فاطمه ی منم یکی از اونهاست.
مادر عزیزم تولدت مبارک!
عمو پورنگ
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام عموی مهربونم.سلام خواهرای نازنینم.
سلام مامان فاطمه جون
*-*-*تولدتون مبارک*-*-*
مامان فاطمه جون:
کاشکی که 100 ساله شین!
نه صد و بیست ساله شین!
نه صد و بیست سال کمه!
همیشه زنده باشین!
پی نوشت:کارنامه گرفتیم...ورزش،فکرشو بکنین،ورزش!معدلمو کشیده پایین...اگه ورزش نبود معدلم حدود 19/80 میشد...اما حالا که هست...اصلا از معدل امسالم راضی نبودم.اصلا!





