تبليغاتX
♥ مهربونیای عمویی ♥

♥ مهربونیای عمویی ♥

...تقدیم به تو که آیینه ی رخ مهتاب هستی

فرشته ی آسمانی

 

بنام خدا

سلام بچه های عزیزم

به بهانه ی روز تولد مادرم می خوام چند سطری براشون بنویسم.

مادری دارم از جنس باران ،پاک و زلال

مادری از جنس خورشید،نورانی و گرما بخش

از سلاله سادات،پاک و مطهر

هرروز صبح که می خوام از خونه بیرون بیام برام آیت الکرسی می خونه.

و هرشب سر نمازش برام دعا می کنه.

اون خیلی مهربونه،با اینکه بزرگ شدم اما هنوز بعضی وقتها سرمو روی پاهاش میذارم و موهامو شونه می کنه و بعضی وقتها حتی پشتم رو خارش میزنه.

دستهاش پر از سخاوت و آرامشه،حتی  بعضی وقتها که میرم مسافرت جای منو پهن می کنه و بقول خودش بجای خالی ام نگاه می کنه و از دوری ام میزنه زیر گریه.

انقدر مهربونه که با وجود لباسشویی هنوز بعضی از پیراهن هام رو با دستش می شوره که مبادا خراب بشه.

اون انقدر ساده و بی توقعه که هدیه ی پارسال تولدش  رو که یک انگشتر بود بعنوان یادگاری کنار گذاشته که همیشه در نزد من بمونه!

اما امسال براش یه روسری خریدم ! و امشب که اون رو بهش هدیه کردم با دست خودم روسری رو سرش گذاشتم و با لبخندی گفت:  “الهی عاقبت بخیر بشی مادر”

بعضی وقتها دلم خیلی می گیره! آخه هرسال که  به عمرش اضافه میشه اون پیرتر میشه و توانایی هاش رو از دست میده!

جدیداً هم از درد قلب و درد پا و ضعیفی چشمهاش خیلی رنج می بره.اما چون میدونه من حساسم جلوی من تظاهر به خوب بودن  می کنه!

خدایا! کاش میشد قلبم رو ،پاهام رو ،و چشمهام رو به مادرم هدیه میدادم،تا اون بیشتر از زندگی لذت ببره.

آره بچه ها همه مادرها فرشته های آسمونی هستند.مامان فاطمه ی منم یکی از اونهاست.

مادر عزیزم تولدت مبارک! 

عمو پورنگ

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام عموی مهربونم.سلام خواهرای نازنینم.

سلام مامان فاطمه جون

*-*-*تولدتون مبارک*-*-* 

مامان فاطمه جون:

کاشکی که 100 ساله شین!

نه صد و بیست ساله شین!

نه صد و بیست سال کمه!

همیشه زنده باشین!

پی نوشت:کارنامه گرفتیم...ورزش،فکرشو بکنین،ورزش!معدلمو کشیده پایین...اگه ورزش نبود معدلم حدود 19/80 میشد...اما حالا که هست...اصلا از معدل امسالم راضی نبودم.اصلا!

نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 11:2 توسط نفیسه|

*بسم الله الرحمن الرحیم*

صد تا سلام به عموی همیشه مهربونم ،و هزار تا سلام به خواهرای نازنینم... شکلکهای مژی جوووووونg 

خوبین انشالله؟اگه خدا بخواد اومدم یه آپ درست و حسابی کنم.نه درسی هست نه مسافرتی،نت هم که خدا رو شکر وصله!ایشالا این گرد و خاک هام از رو وبم پاک میشه و مثه قبل،پره صفا و صمیمیت ما با عموییمون میشه...

عمو دو تا آپ آخریتون رو دیدم.عمو جونم واقعا پدر و مادر نعمتی اند که...آخه من چی بگم؟مگه واژه ای هم برای توضیفشون هست؟واقعا قدر بدونیم...اما در مورد آپ جدیدتون...کیه که بتونه زحمات شما و این که بچه ها از دیدنتون لذت میبرند رو منکر بشه عمو؟؟؟خب،به نظر منه جوجو هم موسیقی یه عامل مهمه...اما یه چیزی تو پرانتز بگم،ما شما رو بدون موسیقی هم قبول داریم عمویی...ولی خب،با شعر هاتون آرامش خاصی میگیریم ما کوچولو ها!  شکلکهای مژی جوووووون

ازتون ممنوووووونم عموی آسمونیم،چه خوبه که هستید!

عمو انشالله از این به بعد باز هم آپ هاتون رو توی وبم قرار میدم.

اینم آپ جدید عمو:

حدیث عمر

بنام خدا

فرا رسیدن ماه ربیع الاول مبارک

راست میگن: حدیث عمر آدم حدیث باد و برگ است!

همون برگی که یک روزِ بهاری روی شاخه ی درختی سبز و شاداب متولد میشه.

غافل از اینکه فاصله بین بهار تا پاییزِ عمرش شش ماه بیشتر طول نمی کشد که با یک چشم برهم زدن به پایان می رسد .

واو تبدیل به یک برگ زرد و خشک وبی جانی می شود که ناگزیر بایستی خود را بدست باد خزان بسپارد.

راست میگن: زندگی مثل جاده ای پرفراز و نشیب می مونه که بعضی جاهاش سرسبز و شادابه و قسمت هایی  از آن کویر و خشک!

اما تو! به هیچ کدام دل نبند! چرا که تا مقصد، راه بسیار است!

ای مسافر جاده ؛فراموش نکن برای رسیدن استوار باشی و مصمم!

چراکه :

 

” زندگی با صدا شروع می شود و بی صدا پایان می گیرد.”

  

پی نوشت 1 : تو آپ قبلی گفته بودم میخوام راجع به غرور حرف بزنم اما منصرف شدم.

پی نوشت 2 :عمو بی صبرانه منتظر سی دی های قشنگتون هستم.

پی نوشت 3 :داستان ادامه داده نمیشه.شرمنده ی همه دوستانی ام که طرفدارش بودن.ببخشید!

پی نوشت 4 :عمو پس زمینه سایتتون سبزه،خواهشا دیگه با زرشکی توش ننویسید که کور شدم!شکلکهای مژی جوووووون 

پی نوشت 5 :عموی عزیزم فرارسیدن ماه ربیع الاول مبارک و ممنون بابت آپ قشنگتون...آجیای عزیزم این ماه مبارک رو بهتون تبریک میگم.

پی نوشت 6 :اگه واسه این آپ همگی رو خبر نکردم به بزرگی خودتون ببخشید.

خیلی دوستتون دارم.مواظب خودتون باشید...

آجیهای پایتخت نشین،جشنواره فیلم فجر و از اون مهم تر،نمایشگاه عمو اینا،خوش بگذره...جای ما رو هم خالی کنید.  شکلکهای مژی جوووووون 

هوا گرفته بود، باران مي باريد، كودكي با تصور كودكانه خود

رو به آسمان كرد و گفت: خدايا گريه نكن درست ميشه

ما آدما يک روزي بنده خوبي ميشيم.

التماس دعا...

بعدا نوشت:

سلام دوباره عمویی و دوستای گلم.

عمو جون اومدم یه خواهشی بکنم...عمو جای پیامک هاتون خیلی زیاد خالیه...ما با هر پیامک کلی پند میگرفتیم که آرامش چاشنیش بود!

عمو شما که به خاطر ما برگشتید،حالا به خاطر جوجه هاتون پیامک هم توی سایت برامون بنویسید...میشه؟؟؟عمو ، ممنونم کلی زیاد.

نوشته شده در چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 18:30 توسط نفیسه|


آخرين مطالب(اگر پست های این بخش ادامه مطلب داشته باشند،از اینجا میتوانید فقط ادامه مطالب را مشاهده کنید،لطفا از آرشیو استفاده کنید)
» فرشته ی آسمونی...
» حرف های تازه...
» سلامی شرمسار...
» تولد هاتون مبارک...
» خاطرات جشنواره فیلم کودک و نوجوان
» عید ولایت بر شما مبارک
» من هم آمدم....
» طلا دختری در دهکده :)
» بی دلیل
» حق بودن...

نفیسه & شیدا